۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

نامه ای به همسر عزیزم

شوهر عزيزم

 
قبل از اينکه از مسافرت برگردی فقط ميخواستم در مورد يه تصادف خيلی خيلی کوچيک
بهت بگم که وقتی ميخواستم ماشين رو توی پارکينگ بذارم اتفاق افتاد. خوشبختانه من
اصلاً صدمه نديدم، بنابراين اصلاً نگران حال من نباش. من خوبم... داشتم از فروشگاه
برميگشتم خونه، خواستم ماشين رو توی پارکينگ بذارم که اشتباهاً بجای اينکه پدال ترمز
رو فشار بدم، پدال گاز رو فشار دادم. اتفاق مهمی نيفتاد. در پارکينگ يه کم خراب شد. ماشين
من هم آروم به ماشين تو برخورد کرد و ايستاد. من واقعاً متأسفم، ميدونم که تو با اون قلب مهربونت من رو ميبخشی... نميدونی چقدر تو رو دوست دارم... مشتاقانه منتظرم از سفر برگردی
و تو رو در آغوشم بگيرم.همسر دوست داشتنی تو راستی، يه عکس از صحنه تصادف برات ميفرستم تا زياد نگران نباشی.
 
 
گروه اینترنتی قلب من | galbeman yahoo group
 
در ضمن دوست دخترت هم زنگ زد !!!..........
ارسال یک نظر