ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۱۵, شنبه

پ ن پ

رفتم بانک به کارمنده می گم : ببخشید شما صندوقدار هستید ؟
>میگه پَ نه پَ ! هاچ بکم !
>
>به دخترعموم که ۵ سالشه میگم : دخترا موشن مثه خرگوشن !
>میگهپَ نه پَ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم !
>
>اصلا یه وضعی شده به خدا !
>گدا : دستشو دراز کرده به مرده !
>مَرده میگه : پول بدم ؟
>گدا می گه : پَ نه پَ بزن قدش !
>
> رفتم ماشینو از پارکینگ بگیرم یارو میپرسه میرید داخل ؟
>میگم پَ نه پَ دیگه مزاحمتون نمیشم فقط به ماشینم بگید من دم در منتظرشم !
>
>ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم ، میگه : با این بازش کنم ؟!
>میگم پَ نه پَ ! روش راست کلیک کن ! اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور
>بازش کن !
>
>تو اتوبان داشتم با ۱۶۰ تا سرعت میرفتم ، کنترل نامحسوس ناغافل خفتم کرد ، زدم
>کنار، طرف گفت : کارت ماشین گواهینامه ، مدارک رو بش دادم گفت : این
>گواهینامته ؟
>گفتم پَ نه پَ این علامت مخصوص حاکم بزرگ می تی کمانه ،احترام هم نمیخواد
>بذاری، فقط جانه هرکی دوست داری مارو بیخیال شو !
>یه لبخنده ناجوری زد گفت : این که اعتبارش تموم شده ، تمدیش نکردی ، نه ؟
>گفتم چی ؟ گواهی نامه رو میگی ؟
>گفت پَ نه پَ علامت مخصوص حاکم بزرگو میگم ، حاکم بزرگ پاشو مهر نکرده !
>جناب سروان بشینید کناره آقای می تی کمان ، ماشین رو ببرید پارکینگ !
>
>حموم بودم ، مامانم می زنه به در می گم بله ؟ می گه حمومی ؟
>میگم پَ نه پَ اینجا لندنه ، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی !
>میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با
>کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو
>لندن بمونی تا درک و فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری ، آها یه چیز دیگه
>احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم !!
>
>داشتم تلویزیون میدیدم .
>بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعد به من میگه داشتی میدیدی ؟!
>گفتم پَ نه پَ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی !
>
>تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه : شما ایرانی
>هستین ؟
>می گم : پَ نه پَ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن !
>
>میخوایم بریم خونه جدیدمون ، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم
>؟!
>میگم: پَ نه پَ راست کلیک کن ، کات شون کن ، برو تو خونه جدیده پیست کن !
ارسال یک نظر