۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

کاربردهای ویسکی

کاربردهای ویسکی
 
 
 
یک طلبه‌ ای تازه لیسانس آخوندی گرفته بود و برای اولین بار بایستی توی مسجدی روضه می خواند
 
 
 
 ولی از آنجایی که خیلی ترسیده بود و عصبی شده بود زبانش بند آمد و نتوانست حتی یک کلمه بیان کند
 
 
 
یک آخوند کهنه کار که آن صحنه را دید سعی کرد که همکار جدیدش را راهنمایی کند. به او گفت
 
 
 
دفعه بعد ، قبل از روضه خوانی، چند قطره ویسکی توی یک لیوان آب بريز و بنوش تا ترس ات از بین برود
 
 
 
 طلبه هم جمعه بعد همین کار را کرد و روضه خیلی گرم شد
 
 
 
 روز بعد نامه‌ای از طرف همان آخوندی که نصیحتش کرده بود به دست طلبه رسید. توی آن نوشته شده بود
 
 
 
برادر ، جمعه بعدی چند قطره ویسکی توی یک لیوان آب بریز ، نه چند قطره آب توی یک بطری ویسکی. ضمناً مایلم بهت بگویم که
 
 
 
۱- لازم نیست عمامه ات را دور کمرت ببندی
 
 
 
۲- اینجوری عکس امام را جلوی مردم ماچ نکن ، برات حرف در می آرند
 
 
 
۳- ده فرمان موسی واقعاً ۱۰ تا بودند نه ۱۲ تا. ۱۲ تعداد امامان است نه ۱۱ تا. ۱۱ نفر تعداد بازیکنان تیم فوتبال است و نفر دوازدهم داور نامیده می شود ، نه امام زمان
 
 
 
۴- وقتی راجع به پیغمبر صحبت می کنی بگو محمد (ص) و دوازده امام ، نگو محمد و تیمش
 
 
 
۵- اسم یزید واقعاً یزید بوده است، نگو "اون مادر ..." جلوی خواهران
 
 
 
۶- وقتی راجع به نایب امام زمان صحبت می کنی بگو امام ، نگو پدر خوانده. پدر خوانده مافیایی بوده است
 
 
 
۷- بن لادن اصلاً ربطی به ضربت خوردن حضرت علی نداشت و جورج بوش اصلاً در جنگ کربلا شرکت نکرده بود
 
 
 
۸- عیسی تیرباران نشد ، به صلیب کشیده شد
 
 
 
۹- پایتخت عراق بغداد است ، نه نیویورک
 
 
 
۱۰- گلاب برای خوش بو کردن است ، نه برای خنک کردن عرقهای گردنت
 
 
 
۱۱- خرماهایی که آنجا بود مزۀ ویسکی نبود
 
 
 
۱۲- گناهکاران به جهنم می روند ، نه به قزوین
 
 
 
۱۳- در پایان روضه خوانی مردم را وادار کن که صلوات بفرستند. به آنها نگو گور پدر همتون
 
 
 
۱۴- امام علی در هیچ مسابقات جهانی شمشیربازی شرکت نکرد و هیچوقت قهرمان المپیک نبود. برای مردم خالی نبند
 
 
 
۱۵- عایشه زن پیغمبر بود ، نه نوه اش
 
 
 
۱۶- حضرت محمد بیسواد بود. نه شطرنج بازی می کرد و نه اینترنت داشت.آیه‌های قرآن توسط یاهو مسنجر به او وحی نمی شد
 
 
 
۱۷- روضه خوانی بصورت نشسته اجرا می شود. چرا روی قالی دراز کشیده بودی؟
 
 
 
۱۸- اون پیرمردی که با انگشت بهش اشاره کردی و گفتی اون بچه باز است ، من بودم  ای نفهم
ارسال یک نظر