ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

سوتی قرن



یکی از دوستام تعریف میکرد که مادربزرگش دو سال پیش میخواست ختم انعام بگیره و تمام خانمهای فامیل رو و یک خانم جلسه ای حرفه ای هم دعوت کرده بود. میگفت از صبح همه داشتیم کمکشون میکردیم که یهو ، یک ساعت مونده به مراسم برق رفت. مادر بزرگ به پدرم گفت سریع زنگ بزن اداره برق بگو برقمون رفته. بابای ما هم زنگ زد و گفت برق ما رفته... یهو مادر بزرگم از اونور گفت، بگو ...خانم آوردیم، کلی پول دادیم ، حالا برق رفته شما خسارت ما رو ...میدی... بابای ما هم هول شد و با عصبانیت به مامور برق گفت : کلی پول دادم خانم آوردم، حالا که برق نیست چه خاکی تو سرم بکنم... شما خسارت میدی؟... مامور برق اونور تلفن داشت زمین رو از خنده گاز میزد و میگفت دوست عزیز 2 تا شمع روشن کن شاعرانه تره......من اینور از خنده خودمو به در و دیوار میکوبیدم... بابامم که تازه فهمیده بود چه سوتی داده سریع گوشی رو قطع کرد.... و از همه جالب تر مادر بزرگم بود که میگفت چرا الکی دارین میخندین؟؟؟؟؟



ارسال یک نظر