۱۳۹۰ مهر ۲۰, چهارشنبه

پ نه په


پیرمرده عزرائیلو دیده میگه اومدی جونمو بگیری؟؟؟عزرائیلم میگه:پــَ نــَ پــَ - وحی واست نازل شده بود منتها جبرئیل رفته بود سخنرانیه احمدی نژادو تو سازمان ملل ببینه من واست اوردم....!!
نصف شب زنگ زدم 110 مرده میگه موردی پیش اومده؟ میگم پـ نه پـ زنگ زدم ببینم شبا که ما میخواییم آقا پلیسه بیداره یا نه
 
رفتم رستوران به پیش خدمت میگم آقا سس بده! میگه میخوای بخوری؟ میگم پ نه پ میخوام به جای ژل بزنم به سرم..
 
معلمم اومده خونمون تمبکمو دیده میگه تمبکه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ ساکسیفونه روش پوست کشیدم گردو خاک نره توش .میگه منظورم اینه که میزنی؟ میگم پَـــ نَ پَــــ اون زورش زیاد تره اون منو میزنه میگه بیخیال درسو شروع کنیم؟ میگم پَــ نَ پَـــ من تنبک میزنم شمام برقص با هم پول در بیاریم. بعدش بابام اومده میگه امیر ایشون معلمتونه؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ ایشون دوست دخترمه به خاطره گرونی پول نداره ریشاشو بزنه
 
زنه رفته دکتر زنان ، دکتر ازش میپرسه بچتون لگد هم می زنه ؟ زنه جواب میده پَــ نَ پَــ، فحش خواهر مادر میده

رفتم پیش مامان بزرگم میگم خسته نباشى ننه دارى بافتنى میبافى؟

میگه پَــ نَ پَـــ دارم سبزه گره میزنم بختم باز شه یکى بیاد بگیرتم!!!

بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه محمد خودتی ؟
میگم: پَ نه پَ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره ۱ ، برای اطلاع از موجودی حساب شماره ۲ و …
گفت زهر مار و قطع کرد !
دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق . منم پای پَ نه پَ بودم !
گفت اگه یه بار دیگه بگی پَ نه پَ ، دیگه تو این خونه نمیخوابی !
گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا ؟
گفت پَ نه پَ خونه رو عوض میکنم بزغاله !
__._,_.___
ارسال یک نظر