ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

با هم بخنديم

تهدید لر به زنش: اگه طلاق بگیری به همه میگم کردمت!
***
مرده به زنش میگه: شب که بچه‌ها خوابیدن با فندک علامت بده بیام پیشت
شب مرده خوابش میبره، زنه 20 بار فندک میزنه بیدار نمیشه
بچه میره باباشو بیدار میکنه میگه: پاشو بکنش تا هممونو آتیش نزده!
***
ترکه تو تاکسی سر پیچ می‌افته رو بغل دستیش، خانومه میگه: آقای محترم! ادب مرد به ز دولت اوست. سعدی
سر پیچ بعدی زنه می‌افته رو ترکه، ترکه میگه: خانوم محترم! کس و کونتو جمع کن. ایرج میرزا!
***
آخرین التماس زلیخا به یوسف: لااقل انگشتم کن!
***
لره برای استخدام میره، اولین سوال این بوده: آیا از دولت راضی هستین؟
لره می‌نویسه: بله خودم راضیم اما زنم میگه یه مقدار کوتاهه!
***
از هر پسری بپرسی تا حالا سکس داشتی میگه آره!
از هر دختری هم بپرسی میگه نه!
من نمی دونم پس این پسرا کون من میذاشتن؟
***
نظر مارکوپلو درباره اصفهانی‌ها:
مردمی خارکسه که یک باغ را چهار باغ، یک پل را سی و سه پل، بیست ستون را چهل ستون و یک شهر را نصف جهان معرفی می‌کنند!
ارسال یک نظر