۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه

جوکهای ریزه میزه

اصفهانیه بعد از هفت سال تصمیم می گیره کفش بخره، میره مغازه میگه: ما دوباره اومدیم ببخشید هی مزاحمیما!
 
به ترکه ميگن: با لواط جمله بساز؟
ميگه: بر محمد و آل محمد صلواط!
 
 
"میازار موری كه دانه كش است"
این شعر نشون میده كه ایرانی ها از قدیم یه جورایی كرم داشتن!
 
 
واقعاً چه حوصله‌ای داره این پشه تا طبقه ششم میاد بالا واسه ۲ قطره خون، یکی‌ نیست بگه اسکل عین همین خون تو طبقه همکف هم هست!
 
 
میری زن بگیری میگن خونه داری؟ میری مسکن مهر ثبت‌نام کنی میگن زن داری؟
میری دنبال شغل میگن متاهلی؟ میری متاهل شی میگن شغلت چیه؟
 
 
عشق مثه گنجشك ميمونه!
اگه شل بگيريش ميپره... اگه سفت بگيريش ميميره...
بايد يه جوري بگيريش كه آروم برينه كف دستت
!
 
 
آیا می دانید در قسم "به پیر به پیغمبر" منظور از پیر چه کسی است؟
این اصطلاح حکایت از حضور موثر جنتی در کنار پیامبر دارد!
 
 
روزی جنتی همراه حضرت سلیمان وارد جنگلی شدندجنتی کرمی را روی برگی دید و از سلیمان پرسید: سولی جون, فایده ی این کرم به این کوچیکی چیه آخه؟
سلیمان نگاه عاقل اندر سفیهی به جنتی انداخت و فرمود: تو اولین بار است که این سوال را میکنی در حالی که این کرم روزی سه بار این سوال را درباره تو از من می پرسد!
 
 
کودک درون جنتي به علت کهولت سن در گذشت!
 
 
 
 
پدر جان عقب تر بايست گلي نشي!
(خدا خطاب به جنتي  هنگام آفرينش حضرت آدم)
 
 
آنقدر تکون نخور بچه! خطا بزنم، نسل انسان منقرض ميشه ها!
(جنتي در حال ختنه حضرت آدم)
 
 
آورده اند خواجه ای چشم چران و زن باز، زنی زیبا در خیابان بدید و چونان همیشه قصد کرد تیکه ای بر او بیاندازد تا خود و دوستان به وجد آیند...
نزد زن شد و بگفتا: تو و همسر من به زیبایی یکسان باشید، میل دارم تو را هم کام گیریم تا بدانیم کدام بهترید!
زن بگفتا: نیاز به این کار نباشد، از شوی من پرسش کنی او خواهد گفت که من بهترم یا زن تو!
 
 
برنامه های کودک شبکه قم:
1- شیخ شجاع
2- آخوند صورتی
3- بچه های مدرسه فیضیه
4- حاج منصور عسل
5- جوجه طلبه زشت
6- حاج آقا گجت
7- مداح زبل
8- حاج آقا و دوستان
9- خانواده آیت الله ارنست
10- حاجی لنگ دراز
 
 
رهبر من آن جوان سیزده ساله ایست که فیلتر شکن به خود می بندد و با اینترنت 56 کیلو بایت یک فیلم 2 گیگی دانلود می کند!
 
 
یه زن خوب زمانی که اشتباه می کنه، همسرش رو می بخشه!
 
 
عاقد میگه: عروس خانوم وکیلم؟
عروس میگه: پ ن پ تو این بی شوهری میرم گل بچینم!
 
 
"دلم خواست" قطعی ترین و منطقی ترین پاسخ برای کاری است که یک خانم در انجام آن به معنای واقعی کلمه ریده است!
 
 
زنه سکته ناقص میزنه، شوهرش میگه: تو چرا هیچ کاری رو درست انجام نمیدی؟
 
 
"خدا شانس بده" عبارتی است که معمولاً خانم ها برای بیان حسادت خود نسبت به خانم دیگری که به موقعیت خوبی دست یافته (معمولاً شوهر) استفاده می‌کنند!
 
 
هیچ چیزی لذت بخش تر از زدن بچه مهمون دور از چشم ننه باباش نیست!
 
 
 
 
تو خیابون می رفتم یکی اومد در گوشم گفت: اسپری، پاسور، سی‌دی بازی پرسپولیس و داماش بدون سانسور!
 
 
شعر لری:
تو بیدی رفته بیدی پشت بیدی ریده بیدی گفته بیدی مو نبیدم؟
ها تو بیدی ها تو بیدی...
 
 
لره شب عروسیش از حجله میاد بیرون، ازش می پرسن: خوب بود؟
میگه: ها بهتر از بزه!
 
 
تو صف دستشویی یه نفر به لره میگه: آقا اجازه میدی من اول برم، سرپاییه زود میام.
لره میگه: فکر کردی من می خوام بستری شم!

THE IDOMmS/ persian_english idioms

مشکل بسیار بزرگی که ایرانیان خارج نشین در گفتگو با مردم انگلیسی زبان داشته اند ،  بیان اصطلاحاتِ رایج در زبان فارسی بوده که نمیشود به زبان انگلیسی ترجمه کرد،   
اما اکنون این مشکل هم الحمدالله برطرف شد!!
 
*My father came out, and I will take out your father!
پدرم در آمد و پدر تورا هم در ميارم))
*May they take away your 'dead washer'! (
مرده شورتو ببرن!)
*Ghosts of your stomach! (
ارواح شکمت!)
*Don't put a hat on my head! (
سرم کلاه نگذار!)
*Why are you selling me wet wood?? (
چراهيزم تر بمن می فروشی?)
*Light up my homework! (
تکليفم رو روشن کن!)
*His donkey passed the bridge. (
خرش از پل گذشت)
*Cut tail! (
دم بريده)
*What kind of dirt shall I put on my head? (
چه خاکی بر سرم بکنم?)
*His head is playing with his tail! (
سرش با دمش (..) بازی می کنه!)
*Pull your carpet out of the water! (
گليمتو از آب بکش!)
*Happiness has hit you under your stomach! (
خوشی زده زير دلش!)
*Punch you so hard that electricity will come out of your eyes!
(
چنان بزنم که برق از چشمت بپره!)
*Snake Venom! (
زهر مار !)
*Disease! (
مرض!)
*Pain without a cure! (
درد بی درمون!)
*He thinks he has fallen out of an elephant's nose?!
(
فکر می کنه از دماغ فيل افتاده?!)
*Dog's mustache (
سگ سبيل)
*I'll take out your eyes! (
چشتو در ميارم!)
*Your step on my eye! (
قدمت روی چشمم!)
*May I be sacrificed for you! (
قربونت برم!)
*You have seen camel; you haven't seen. (
شتر ديدی نديدی.)
*Don't drop worms! (
کرم نريز!)
*He does long tongue!! (
زبون درازی می کنه!!)
*Donkey into donkey!!! (
خرتوخره!!!)
*They are like an elephant and a tea cup! (
مثل فيل و فنجون می مونن)
*Don't put watermelon under my arms! (
هندونه زير بغلم نده!)
*I'll make you one with the wall! 
با ديوار يکيت می کنم)!)
*I wanted to see who my nosey person is?! (
ميخواست ببنم فضولم کيه?!)
*Don't look at me left left!! (
بهم چپ چپ نگاه نکن!!)
*Took the water from my face! (Aabeh roomo bord!)
*Painted us black! (
مارو رو سياه کرد!)
*The door to the pot is open, where is the integrity of the cat? (
در ديزی بازه حيای گربه کجا رفته?)
*You can't ride a camel bending, bending! (شتر سواری دلا دلا نمی شه!)
*The blind read! (
کور خونده!)
*The dog was hitting, the cat was dancing! (
سگ ميزدگربه می رقصيد!)
*You brought my life up
 to my lip! (جونم و بلبم رسوندی!)
*My soul reached my lips! (
جونم بلبم رسيد!)
*Inside head eater!! (
توسری خور!!)
*It's hit my head! (
زده به سرم!)
*Blind cat! (
'گربه کوره!)
*My head whistled! (
سرم سوت کشيد!)
*My job is done. (
کارم تمومه.)
*Burnt father! (
پدر سوخته!)
*His mouth still smells like milk! (
هنوز دهنش بوی شير میده!)
*I haven't said anything to her and she has grown a tongue! 
هيچه بهش نگفتم، زبون در آورده)!)
*I hope your eyes go blind! (
چشمت کور!)
*I grabbed it out of his belly. (
از دلش در آوردم.)
*One is too little, two is sad, the third is sure. (
يکی کمه دوتا غمه سومی خاطر جمعه.)
*It was hitting and banging! (
بزن بکوب بود!)
*May your hand not hurt. (
دستت دردنکنه.)
*May your head not hurt. (
سرت درد نکنه.)
*Don't be tired! (
خسته نباشی!)
*I hope your mind goes up! (
فهمت بره بالا!)
*Choke!!! (
خفه شو!!!)
*Killed the cat by the honeymoon suite! (
گربه رو دم حجله کشت!)
*Not coming not coming, when coming, two two coming!! (نمياد نمیاد وقتی مياد دوتا دوتا مياد!)
*No daddy!!! (نه بابــــــا!!!)
*Go daddy!!! (
برو بابــــــــْآ !!!)
*Let's hit and 
go! (بزن بريم!)
*One pot tells the other pot your face is black?! (
ديگ به ديگ ميگه روت سياه?!)
*Make him a donkey! (
خرش کن!)
*Come short! (
کوتاه بيا!)
*Money is not the bear's grass!! (
پول علف خرس نيست!!)
*A hundred years to these years! (
صد سال به اين سال ها!)
*Your warm breath! (
دمت گرم!)
*Her stomach is happy. (
دلش خوشه.)
*My stomach is tight. (
دلم تنگه.)
*Wide ass!! (
کون گشاد!!)
*My stomach burned for her! (
دلم براش سوخت!)
*Stomach to stomach has a path! (
دل به دل راه داره!)
*Big bear! (
خرس گنده!)
*Stomach is not in his stomach!! (
دل تو دلش نيست!)
*It doesn't have math or books! (
حساب کتاب نداره!)
*I'll eat your liver! (
جيگرتو بخورم!)
*Sink your teeth into liver a little bit! (
يک کمی دندو رو جيگر بذار!)
*It's raining dogs here! (
اينجا سگ سارونه!)
*One gear! (
يک دنده!)
*His pocket is 
wide as mullah's ass! (جيبش مثل کون ملاگشاده!)
*Dirt on your head!! (
خاک برسرت!!)
*My stomach is making salt! (
دلم شور می زنه!)
*I died from laughter. (
از خنده مردم.)
*It is from my God! (
از خدامه!)
*He was stuck between the 
earth and the sky. (مونده بود بين زمين و آسمون.)
*From each of her fingers a talent rains! (
از هر انگشتش هنر ميباره!)
*Make your hat the judge! (
کلاهتو قاضی کن!)
*I won't even give you a non-curing disease! (
درد بی درمون هم بهت نميدم!)
*A flower has no front or back! (
گل پشت رو نداره!)
*Without dad and mom! (
بی پدر مادر!)
*He put a finishing stone! (
سنگ تمام گذاشت!)
*His health is a ball! (
حالش توپه!)
*I know him like the palm of my hand. (
مثل کفت دستم می شناسمش.)
*Have I smelled the palm of my hand?? (
مگه کف دستموبو کردم??)
*She hits one handed! (
يک دستی می زنه!)
*Without back of work! (
پشتکارنداره!)
*Donkey head! (
کله خر!)
*Wind hitter. (
باد بزن.)
*Water puller. (
آب کش.)
*Hat lifter! (
کلاه بردار!)
*You are the darling of my stomach. (عزيز دلمی.)
*She is very heavy and colourful! (خيلی سنگين رنگينه!)
*Don't make yourself spoiled!! (
خودتو لوس نکن!!)
*Drink of life! (
نوش جان!)
*Unknowledgeable in salt!! (
نمک نشناس!!)
*Without salt! (
بی نمک!)
*With salt! (
با نمک!)
*Without steam! (
بی بخار !)
*Don't be narrow and orange!! (
نازک نارنجی نباش!!)
*You ate my head!! (
سرمو خوردی!!)
*Again the same soup and the same bowl!! (
بازهم همان آش و همان کاسه!!)
*Your eyes see beautiful! (
چشمتون قشنگ می بينه!)
*May your eyes be bright! (
چشمتون روشن!)
*He took her tear out! (
اشکشو در آوردی!)
*Her colour has jumped away! (
رنگش پريده!)
*The patient stone. (
سنگ صبور.)
*Your place is very empty! (
جات خيلی خاليه!)
*One hand has no voice. (
يک دست سدا نداره.)
*I want the donkey and the dates. (
هم خرو ميخواد هم خرمارو.)
*My new sleeve, eat rice!! (
آستين نو بخور پلو!!)
*Her friendship is like the friendship of Auntie Bear! (
دوستيش مثل دوستی خاله خرسه اس!)
*She still has two and a half swallows left!!! (
هنوز دوقورت و نيمش باقيه!!!)
*Don't see how tiny the pepper is, break it and see how sharp it is! (
فلفل نبين چه ريشه بشکن ببين چه تيزه!)
*One crow, forty crows! (
يک کلاغ چهل کلاغ!)
*Hear and don't believe! (
بشنو و باور نکن!)
*Leave it alone, it's not male male, or female female! (
ولش کن نه نر نره نه ماده ماده!)
*If you're a crow, then I'm a baby crow! (
اگه تو کلاغی من بچه کلاغم!)
*The onion has been hanging out with the fruit!! (
پياز هم خودشو قاطی ميوه ها کرده!!)
*Which instrument of yours should I dance to?? (
با کدوم سازت برقصم??)
*May God never subtract you from brotherhood! (
خدا از برادری کمت نکنه!)
*My stomach became a kabob! (
دلم کباب شد!)
*Die for someone who will have a fever for you! (
برای کسی بمير که برات بميره!)
*Fartnose! (
گوز دماغ!)
*Ouch life/soul!! (
آخ جوووون!!)
*My veins and roots came out!! (
رگ و ريشه ام در اومد)
 
 
 

۱۳۹۱ اردیبهشت ۹, شنبه

پــــــــ نه پـــــــــ تصویری

انسان گياهخوار است يا گوشتخوار؟


انسان گياهخوار است يا گوشتخوار؟!!!؟

چند دلیل زیر مقداری از دلایل بسیار زیادی است که ثابت می کند انسان بطور حتم جزو گیاهخواران می باشد و اشتباهاً از روی حرص، شاید هم بخاطر اجبار در دورانی که یخبندان سطح کره زمین را پوشانده بود به این تغذیه غلط روی کرد و تابکلی دست از این عادت مضرش بر ندارد روی سلامت و آرامش را نخواهد دید. آنچه مسلم است در طبیعت هر چیز در جای خاص خودش قرار دارد. یک گیاه برای مرداب درست شده و دیگری برای بیابان. ساختمان دهان یک جانور برای چریدن است و دیگری برای دریدن. انسان موجودی نیست که ساختمان بدنش چیزی مغایر با قوانین طبیعت باشد. او نیز زاده طبیعت است و وابستگی نزدیکی به طبیعت داد. هر گاه او را رو یهمرفته با سایر جانوران مقایسه کنیم می بینیم نه شبیه است به جانوران درنده و نه به حیوانات چرنده. بلکه ساختمان بدن او بسیار نزدیک است به ساختمان میمونهای میوه خوار.

دلیل اول

در طبیعت آن دسته از پستانداران که آب را هنگام نوشیدن لیس می زنند مثل گربه، ببر، خرس و گرگ، گوشتخوار هستند و هر کدام که آب را می مکند یا هورت می کشند مانند گاو، فیل و انسان گیاهخوار می باشند .

دلیل دوم

انسان و بقیه گیاهخواران قادرند آرواره پائین خود را بدون تکان دادن سر علاوه بر بالا و پائین به طرفین نیز تکان دهند در حالیکه درندگان از حرکات جنبی فکین که جهت آسیاب کردن دانه به گیاهخواران داده شده عاجز می باشند.

دلیل سوم

آرواره جانوران گوشتخوار دارای دندانهای شمشیری شکل هست که به دو دندان نیش بزرگ برای پاره کردن مجهز است این آرواره ها بسیار پر قدرت و خرد کننده می باشند، اما در گیاهخواران دندانها صاف و مسطح هستند و دندانهای کلبی همسطح بقیه دندانهاست، آرواره ها ضعیف هستند و برای فشارهای شدید طراحی نشده اند. نوع دندانهای انسان او را جزو لاینفک گروه گیاهخواران قرار می دهد. (این تفاوت حتی در مینای دندانها هم مشاهده می شود) .

دلیل چهارم

در ساختمان بدن گوشتخواران بعلت قابلیت فساد پذیری سریع گوشت طول روده ها کوتاه است تا حیوان بتواند هر چه زودتر آنرا دفع نماید. زیرا غذاهای گوشتی پس از هضم در روده محیط بسیار مناسبی برای رشد باکتریهای مواد آلی از هم پاشیده و فاسد شده بوجود می آورد. گیاهخواران منجمله انسان دارای روده های درازی می باشند برای اینکه مواد غذایی به آهستگی مواد مغذی را پس می دهند، و از اینجاست که تغایر غذای یک گوشتخوار با گیاهخوار مشهود می گردد. تبدیل و هضم غذای گیاهخواران به وسیله انفعالات تخمیری با همراهی دسته های مختلف میکروبهای گیاهی انجام می گیرد. با این تفاوت که آن دسته از میکربها که برای گوشتخواران مناسب است برای گیاهخواران مناسب نیست. حتی اگر بدن برای تعدیل آن کوشش کند. این ثابت می کند گوشت یک غذای اشتباه و مضر برگیاهخواران می باشد .

دلیل
 پنجم

معده انسان و عضلات آن بسیار ظریف و حساس است و به هیچ وجه قادر به هضم کامل غذاهای گوشتی نیست در حالیکه معده خشن گوشتخواران با عضلات پولادینش کار اصلی هضم را انجام می دهد. این اساسی ترین دلیل برای هضم نکردن غذا، یبوست و دل درد در آدمهائیست که از گوشت برای خوراک استفاده می کنند .

دلیل ششم

ترشح غده های معده و لوزالمعده انسان و بقیه حیوانات گیاهخوار به بافتهای گوشت بسیار کم اثر است و نمی توانند قادر باشد مانند ترشحات غدد یک درنده، گوشت (و همچنین استخوان حیوانات) را نرم و حل کنند.

دلیل هفتم

گوشت دارای ازت زیادی است که دفع آن از عهده کبد جانوران گیاهخوار ساخته نیست و همین علت اصلی امراضی چون نقرس و ناراحتیهای کبدیست که بکرات نزد افراد گوشتخوار دیده می شود، بوی بد دهان و بعضی از انواع سردردها و سرگیجه ها نیز زائیده همین سبب است .

دلیل هشتم

انسان قادر نیست مانند حیوانات گوشتخوار از جسد حیوانات بطور کامل و طبیعی استفاده کند. وقتی شیر، روباه یا هر حیوان دیگری طعمه اش را شکار می کند فقط گوشتهای ران و سر و سینه آنرا نمی خورد بلکه گوشت، پوست و استخوان را با هم می بلعد و با این کارش تعادلی از نقطه نظر احتیاجات گوناگون بدن به مواد مختلف غذایی بر قرار می کند .

دلیل نهم

چاک دهان گوشتخواران بسیار عریض است بطوریکه می توانند هنگام بلعیدن آنرا بحد زیادی بازنمایند، چاک کوچک دهان انسان دلیل محکم دیگری بر میوه خوار بودن اوست .

دلیل دهم

چربیهای موجود در گوشت حیوانات به زحمت از بدن گیاه خواران دفع می گردد و اغلب بصورت پیه در ناحیه های شکم، ران، باسن و غبغب مردم گوشتخوار ذخیره می شود، همین چربیهاست که در جدار داخلی رگها جمع شده و حرکت خون را نامنظم می سازد 
سکته های قلبی حاصل این تغذیه اشتباه و شکم پرستانه است. مصرف چربیهای گیاهی مثل روغن زیتون، آفتابگردان و غیره هیچوقت دیده نشده که عارضه ای ایجاد کند .

دلیل یازدهم

حیوانات گوشتخوار می توانند به سرعت بدوند و شکار خود را در حال گریز بگیرند اما انسان چون میوه خوار است، قادر به این کار نیست و در عوض به راحتی دانه از گیاهان بر می چیند یا از درختان بالا میرود و برای خوراکش میوه می کند .

دلیل دوازدهم

چشم گوشتخواران بر خلاف چشم انسان و دیگر جانوران گیاهخوار که نامتغییر می باشد قادر است در تارکی ببیند و مردمکش کوچک و بزرگ شود.

دلیل سیزدهم

پروتئین حاصله از گوشت برای جذب شدن، معده انسان را به یک کار طاقت فرسا وامی دارد در حالیکه پروتئین های نوع گیاهی راحت تر جذب شده و بدن انسان و دیگر حیوانات گیاهخوار آنها را آسان تر قبول می کند.

دلیل چهاردهم

حیوانات گوشتخوار می توانند بوی جانوران دیگر را از خیلی دور استشمام کنند. انسان اصلاً قادر به این کار نیست.

دلیل پانزدهم

تمام گوشتخواران قادرند برای بچنگ آوردن شکار، خود را اگر لازم باشد، ساعتها (بی حرکت) پنهان کنند و بطور غریزی حیله های گوناگونی را برای فریب دادن طعمه می دانند، انسان نه می تواند چند دقیقه جائی بند شود و نه قادر است در جائیکه هموار نیست راه برود .

دلیل شانزدهم

طبع انسان چون میوه خوار است، همانگونه که گوشتخواران از دیدن اجساد خون آلود اشتهایشان تحریک می شود او نیز از دیدن، بوئیدن و چشیدن میوه ها و سبزیجات لذت می برد و خوشش می آید و در مقابل از دیدن اجساد خون آلود و دل و روده در آمده حالش بهم می خورد و غمگین و ناراحت می شود. (درضمن گیاهخواران و از جمله انسان بسیار علاقه مند اند که میوه ها را به صورت خام بخورند، این در حالیست که خوردن گوشت خام برای انسان تهوع آور و غیر قابل قبول می باشد.- انسان طبیعتاً از گشتن و خون گریزان است.)

دلیل هفدهم

میوه جات و سبزیجات خام از خاصیت شدید شفا بخشی و دفع میکروب برخوردارند که برای سلامت انسان بسیار ضروریست. برعکس میوه ها و سبزیجات ، گوشت اکثر اوقات ناقل ویروس ها و میکروبهای خطرناک است، بخصوص انواع و اقسام کرمها معمولاً از راه گوشت به انسان منتقل شده در جدار روده می چسبند و شخص گوشتخوار را مبتلا به کم خونی، زردی، رنگ پریدگی، لاغری، ضعف بنیه، پر خوابی و بی حوصلگی می کنند. هر چند پختن تا حدودی این کرمها را از بین می برد ولی تصور از بین بردن تمام این موجودات خطرناک از راه پختن یک راه اساسی نیست زیرا که خیلی از آنها می توانند درجه حرارتهای بسیار شدید را نیز تحمل کنند و تازه آنهائی که از بین می روند مواد زائد سمی خود را همچنان باقی می گذارند و آن اکثریتی که از بین نمی روند در بدن بسرعت رشد کرده و زندگی را بر شخص گوشتخوار تنگ می گردانند. اگر شما نیز گوشتخوار هستید چه بسا که مبتلا به این کرما، ویروسها و انگلها بوده، ولی خودتان از آن خبر نداشته باشید.

دلیل هجدهم

بزاق انسان و دیگر گیاهخواران جهت آماده کردن مواد نشاسته ای برای هضم در دهان، دارای آمیلاز است، اما بزاق دهان گوشتخواران فاقد این ماده می باشد .

دلیل نوزدهم

قسمتهای مختلف گوشت بطور وحشتناکی از اسید ئوریک (اوره) برخوردار است مثلا یک کیلو گوشت گوساله دارای 30 گرین و یک کیلو جگر بیش از 40 گرین اسید ئوریک دارد، در وضعیکه تمام اسید ئوریکی که بدن خود می سازد و دفع می کند در روز از طریق کلیه ها فقط 6 گرین می باشد و اضافه بر این مقدار کاری دشوار برای کلیه ها بوجود آورده شخص را به امراض گوناگون سخت که ناشی از تراکم اسیدئوریک در بدن باشد مبتلا می سازد. این بیماریها تا وقتی مریض به خوردن گوشت ادامه می دهد هرگز دیده نشده که علاج قطعی داشته باشد .

دلیل بیستم

چرندگان و پرندگان گیاهخوار همدیگر را می شناسند و به مهربانی در کنار یکدیگر می توانند زندگی کنند، مرغ و خروسها لابلای دست و پای گاو گوسفند بدون آنکه ترسی به خود راه بدهند می لولند و دنبال دانه می گردند، اما همینکه گرگ یا روباهی نزدیک شود به طور غریزی از آنجا می گریزند این حالت در انسان هم دیده شده که از حیوانات درنده فرار کند .

دلیل بیست و یکم

دستهای انسان که به گروه گیاهخواران تعلق دارد برای دریدن ساخته نشده است انگشتان دست او نشان میوه خوار بودن اوست، والا می بایست از پنجه هائی برنده و تیز بر خوردار باشد .

دلیل بیست و دوم

کنترل حرارت بدن به دو طریق انجام می گیرد. یکی با عرق کردن و دیگری با آویختن زبان از دهان و تنفس های سریع. کلیه گیاهخواران از طریق اول با استفاده از مجراهای موجود در روی پوست خود و تمامی گوشتخواران به طریق دوم با در آوردن زبان و تنفس سریع اینکار را انجام می دهند مثل سگ و گرگ .
عرق کردن در گیاهخواران باعث دفع طبیعی سموم احتمالی موجود در گیاهانی که گیاهخوار خورده خواهد شد و چنانچه انسانی از خوراک گوشتی استفاده کرده باشد چون میزان سموم و مواد زائد از میزان طبیعی بالاتر می رود، عرق تن او بد بود و متعفن خواهد گردید .

دلیل بیست و سوم

گوشتخواران تقریباً ده برابر گیاهخواران جوهر نمک (اسید هیدروکلوریک) در بدن خود تولید می کنند که بیشتر در هضم قسمتهای استخوانی گوشت بکار گرفته می شود. و با توجه به میزان جوهر نمک در بدن آدمی هرگز نمی شود او را یک گوشتخوار به حساب آورد .

دلیل بیست و چهارم

انسان می تواند در رژیم غذایی خود گوشت را به سادگی حذف کند و در این راستا ادعا می شود که رو به سلامت بیشتر هم خواهد گذاشت، ولی او هیچگاه نمی تواند غذای طبیعی خود را که گیاهان می باشد حذف کند و به زندگی ادامه دهد

هندی ترین صحنه ای که تابحال دیدید

قدرت تخیل هندی ها

۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه

تصاويرمنتخب از سال90 بخش دوم