ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۱۱, چهارشنبه

jok

امروز یه صحنه ی ویران کننده دیدم!
یکی داشت خلال دندون میکرد، یه چیزی از لای دندونش درآورد..یه نیگا بهش کرد بعد خوردش!!

مرغ بوده لامصب :)


تو پیام بازرگانی نشون میده پیره زنه تنها و خسته نشسته، بعد نوه اش بهش اس ام اس میده، از تنهایی بیرون میاد و خوشحال و خندون میشه. بعد میگه: هیچ کس تنها نیست. "همراه اول"
پشت سرش تبلیغ نشون میده یارو تولدشه، همه بهش اس ام اس میدن، ولی داره از تنهایی میپکه! بعد میگه: پیامک ها جای خالی شما را پر نمیکنند. "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی"

خو لامصب حداقل پشت سر هم پخش نکنید!!!! همراه اول میرینه، وزارت ارشاد روش پاتیناژ میکنه... !


در ماه مبارک رَمِضان"
آخونده : ببخشید آقا! دارید آب می خورید؟
من : بعله!
آخونده : شما از اقلیت دینی هستید پسرم ؟
من : نه حاج آقا ! ما از اکثریت بی دینیم


یکی تعریف میکرد که بعد از مدتها تصمیم گرفتم برم ورزش کنم!
تیشرت نارنجی‌ مو پوشیدم و زدم بیرون.
و حالا توجه شما رو به تیکه‌های ملت غیور ایران جلب می‌کنم:

نارنگی! کجا میری؟
... پرتقال! بدو تا نخوردمت!
هویج!مگه خرگوش دنبالت کرده؟
ته‌سیگار!
فانتا!گازت تبدیل به گوز شده که بالا پایین میپری!؟
رفتگر!برو 9 شب بیا بابا!
چی‌توز موتوری!
سن ایچ و دیگر هیچ!
لینا توپی!!انقدر جون نده بابا!
اسمارتیز!بقیه دوستات کجان؟
بچه‌ها! بچه ها! گارفیلد!
..... :))
و اینگونه بود که از ورزش کردن منصرف شدم
ارسال یک نظر