۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

10 Manzere ShegeftAngize DonYa

10 منظره شگفت انگیز دنیا !

بسیاری از مناظر طبیعی هستند که شگفتی هر بیننده ای را بر می انگیزاند، اما 10 منظره در دنیا وجود دارد که از جهاتی با دیگر مکان ها متفاوت است و هر گردشگری را به خود جذب می کند.


 1. کوه کله قند در ریودوژانیرو : این کوه با ارتفاع 396 متر ارتفاع در شهر ریودوژانیرو در کشور برزیل قرار داد. ارتفاع این کوه از سطح دریا 1400 متر است. شما می توانید با کمک تله کابین هایی به قله این کوه صعود کنید و مناظر زیبایی که زیر پای شما هستند مانند خلیج گوانابارا، ساحل کوپاکابانا و... را مشاهده کنید. افرادی که کوهنورد هستند ترجیح می دهند به جای اینکه با تله کابین به قله برسند، خودشان این مسیر را طی کنند.
اما چرا کوه را این چنین نام گذاری کردند ؟ عده ای معتقدند که علت نام گذاری این کوه به خاطر شکل ظاهریش که شبیه کله قند است میباشد. عده ای دیگر هم میگویند که نام کوه از زبان سرخپوستی گرفته شده و به معنی "کوه بلند" است.





 
 2. صحرای گبی در مغولستان : این صحرا استپ های نیمه بیابانی دارد که منطقه وسیعی در حدود 1300000 کیلومتر را پوشش می دهد. این صحرا نیز مانند سایر محیط های کویری تابستان های بسیار گرم و سوزان و زمستان های فوق العاده سردی را دارد. صحرای گبی در حال گسترش و پیشرفت به سمت مراتع چین است و مراتع این کشور را تبدیل به محیط هایی بیابانی کرده است. توفان ها، گردو غبار، ریز گردها و... صدمات و آسیب های جدی را به مردم اطراف آنجا بخصوص به صنعت کشاورزی وارد کرده است. این صحرا دارای کوه، تپه های شنی، مناظر صحرایی زیبایی است.





 
 3. ماشو پیشو در پرو : قلعه ای زیبا و مقدس که مربوط به دوره آندهاست. شما با ماشین یا وسیله نقلیه دیگری نمی توانید به این دژ زیبا راه پیدا کنید تنها باید با کوهنوردی به آنجا برسید. برای اینکه به این نقطه برسید چند روز در راه هستید زیرا شما باید مسافت زیادی را پیاده طی کنید تا بتوانید به این قلعه برسید. جالب است بدانید، این قلعه یکی از عجایب هفت گانه جهان هم به حساب می آید.





 
 4. صومعه مِتِورس در یونان : این صومعه در قرن یازدهم در ارتفاعات شمالی کشور یونان ساخته شده است. این صومعه منظره بسیار زیبا و جذابی دارد و برای خالص سازی روح، تجدید قوای انسانی بسیار مکان مناسبی است و هر ساله افراد زیادی جذب این صومعه می شوند. در قرن های گذشته تنها راه ارتباطی برای رسیدن به صومعه، طی کردن مسیر به صورت کوه نوردی بوده است اما در سال 1920 برای سهولت بیشتر گردشگران و مردم یونان، پله هایی را از ابتدا تا انتهای این صومعه ساختند تا دسترسی بهتری داشته باشد.





 
 5. نوناویک در کانادا : این منطقه یکی از زیباترین مناطق کاناداست. طلوع و غروب خورشید همانند مناظری فوتوشاپی هستند که گاه بیینده در باور آنها دچار مشکل می شود. این منطقه در شمال کبک قرار گرفته است. سرشار از منابع طبیعی بهمراه جنگلهای سوزنی‌برگ و پهن‌برگ و دریاچه‌های متعدد و رودخانه‌هاست. شما باید به وسیله هواپیما یا کشتی به این نقاط جذاب سفر کنید. مردم این منطقه از حیوانات و محصولات کشاورزی نیاز روزمره خود را تامین می کنند.





 
 6. له در کشور هند : منظره زیبایی که مشاهده می کنید در 3525 متری هیمالیا قرار دارد. در این منظره شما می توانید نمود مذهب هایی مانند بودا، تبتی که در شمال هند است را ببینید. تنها بین ماه های مه تا اکتبر می توانید برای دیدن این مناظر بروید. در سایر ماه های سال به دلیل بارش برف شدید و سختی راه ممکن نخواهد بود.





 
 7. پنج روستا در یک تپه در ایتالیا : پنج روستای کوچک در تپه ای در ایتالیا واقع شده اند. این روستاها به حدی کوچک هستند که پنج تای آنها در این تپه قرار گرفته اند اما هیچ یک از روستاها راضی نیستند که با روستای دیگر ادغام شوند. این منطقه به حدی جذاب و زیباست که به مسیر عاشقان شهرت پیدا کرده است.





 
 8. صومعه ای در بوتان : پادشاهی بوتان کشوری است که در جنوب آسیا قرار دارد. این کشور در شرق هیمالیا واقع شده است. بوتان هیچ گونه راهی به دریا ندارد و دور تا دور آن را خشکی فرا گرفته است. بوتان، بین کشورهای هند و چین قرار دارد. این صومعه مکانی روحانی برای نیایش و نماد فرهنگ بودا و تبتی می باشد.





 
 9. اگویل دو میدی در فرانسه : این منطقه بسیار زیبا و جذاب است. شما برای رفتن به نقطه ای که از همه جا بالاتر است باید از تله کابین استفاده کنید. تله کابین این منطقه در سال 1955 ساخته شد تا مسافران و گردشگران را به مناطق بالاتر ببرد. ارتفاع یکی از قله های آنجا تا 1039 می رسد.





 
 10. جنگل های آمازون در آمریکای جنوبی : جنگل بسیار بزرگی در آمریکای جنوبی است. جنگلهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می‌باشند. تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می‌بارد.




تصاویر بسیار زیبا از آلپ

تصاویر بسیار زیبا از آلپ

آلپ رشته کوهی در مرکز اروپاست که در بخش هایی از کشورهای ایتالیا ، فرانسه ، اتریش ، آلمان ، سوئیس ، اسلوونی و لیختن اشتاین قرار گرفته است.
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups
 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب کنید

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

۱۳۹۰ آبان ۱۱, چهارشنبه

ديوانه كم نيست

مردی هندی که ۳۸ سال دستش را بالا نگه داشته است !!
 
   مردی هندی که  38 سال دستش را بالا نگه  داشته است!!
تا سال ۱۹۷۰ عمار بهاراتی یک مرد عادی بود که زندگی معمولی با یک همسر و سه فرزند داشت تا اینکه یک روز صبح
" عمار بهاراتی" یک مرد مقدس هندی است که ادعا کرده دست راستش را از سال ۱۹۷۳ تا الان که حدود ۳۸ سال می شود بالا نگه داشته و هنوز پایین نیاورده است.
 
مردی هندی که  38 سال دستش را بالا نگه  داشته است!!
دست وی سمبلی برای پرستشگران "شیوا" در سراسر هند شده است.
تا سال ۱۹۷۰ عمار بهاراتی یک مرد عادی بود که زندگی معمولی با یک همسر و سه فرزند داشت تا اینکه یک روز صبح که از خواب بیدار شد تصمیم به ترک همه چیز گرفت و زندگی اش را وقف خدمت به "شیوا" خدای هندوها کرد! اما پس از سه سال فهمید هنوز هم وابستگی هایی به زندگی و لذت های آن دارد وی برای رهاسازی خویش بازوی دست خود را بالا نگه داشت و همچنان پس از ۳۸ سال بازوی خود را همچنان بالا نگه داشته است و حتی اگر خودش هم بخواهد نمی تواند دستش را پایین بیاورد و یا حتی استفاده ای از دستش بکند.
برخی می گویند وی به خاطر جنگ هایی که در سراسر جهان رخ می‌دهد دستش را به نشانه ی صلح و آرامش بالا برده است.
این کار وی باعث شده عمار مریدانی نیز پیدا کند.مریدان وی دستان راستشان را برای هفت ;سیزده و یا حتی ۲۵ سال بالا نگه داشته اند!
آنها ادعا کرده اند این کار صرفا یک عمل جسمی نیست و با رنج و درد فراوانی همراه بوده است.بهاراتی نیز می گوید این کار درد طولانی و فراوانی برایش به همرا داشته است.به همین دلیل هم بازویش کاملا لاغر است و در حالت عجیبی قرارا گرفته است.
در انتهای این بازوی بالا نگه داشته ناخن هایی را می توانید ببینید که به دلیل گرفته نشدن بلند شده و در هم پیچیده اند ! 
این مرد هندی کارهای عجیبی را با نام مذهب انجام می دهد که شامل حمام نکردن در طول عمرش و گرفتن روزه های طولانی مدت می باشد!

Sooje Khandehaye Irani <~ Funny

سوژه خنده های ایرانی!
 
   

 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید. در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب نمایید.

اعتراف می کنم

چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود ... بهش اس ام اس(!) زدم گوشیت جا گذاشتی!!!!!!! ا

بچه بودم از خواب که بیدار میشودم چشمام که قی‌ میکرد از مامانم می‌پرسیدم چرا چشمام صبح که از خواب پا میشم توش آشغاله؟ مامانم که خودش دلیلشو نمیدونست بهم میگفت پسرم چون روزا شیطونی میکنی‌ شبا شیطون میاد پی‌ پی‌ می‌کنه تو چشات منم یک شب تا صبح بیدار موندم تا ببینم شیطون کی‌ میاد برینه تو چشمام.... اسکل بودم :دی

چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم
 
اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود
همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس 4 5 نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم ! 

اعتراف ميكنم تموم سالهاي بچگيم فكر ميكردم مامان بابام منو تو حرم_مشهد پيدا كردن چون اولين عكسي كه از خودم دارم بغل مامانم جلو حرمه:)

اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تی وی رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه وبعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ...ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
اعتراف ميکنم بچه که بودم يه بار با آجر زدم تو سر يکي از بچه هاي اقوام , تا ببينم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها مي چرخه يا نه!!!!!
تازه هي چند بارم پشت سر هم اين کار و کردم , چون هر چي مي زدم اتفاقي نمي افتاد!!!!

اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا 
۱ - هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم
اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود رفتم خندون تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون! :دی

اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای ...
گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده
 
یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد مدت ها دیدم و کلی ریش گذاشته بود
:Dبا خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟
گفت پدرم فوت کرده
:l گفتم تسلیت میگم
 
 
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده :دی
 
اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت....گفتم منم همینطور....گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش
و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم....
 
اون زمان که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضاف اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده جا نمیشه. درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه !!!!